گیر دادی به من ... از دست خودم و کارام عصبی میشم ... غر میزنم به زمین و زمان
از خدا شکایت میکنم ... ضجه میزنم گریه میکنم ... اما به اطرافم که نگاه میکنم از
روی خودم و خدا خجالت میکشم ... میبینم که چه ادم ضعیفیم که در برابر همچین
مشکلات ساده ای اینقد زود بریدم و تسلیم شدم ... خجالت میکشم وقتی میبینم
اینقد زود خسته شدم از اینکه اینقد بچه م که نتونستم با مشکلاتم بجنگم ... من
خیلی چیزارو دارم اما ندید گرفتم ... اما کسایی مثل مسلمانان میانمار حتی حق
زندگی کردنم ازشون گرفته شده ... منی که فقط نتیجه حماقتای خودم اذیتم
میکنه .... خودکرده را تدبیر نیست ...
خدایا روم سیاهه شرمنده درگاهتم ... بعضی وقتا از روی حماقت و بچگی چیزایی
بهت گفتم که میدونم الان از دستم ناراحتی ... خودت منو ببخش ... توکلم فقط به
خودته ... پشتمو خالی نکنی که بد زمین میخورم خودت میگی پشت هر سختی
گشایشی هست ... دوبار تکرار کردی تا دلمون قرص باشه ... دلخوشم به همین
وعده هایی که میدونم ردخور ندارن... ناامیدم نکن
به قول چگوارا :زندگی میکنم حتی اگر بهترین هایم را از دست. بدهم ... زیرا این
زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد
کاش......
ما را در سایت کاش... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 203